تقابل چین و آمریکا؛ آزمون مهم هوش مصنوعی
تقابل احتمالی آمریکا و چین بر سر تایوان از جمله مواردی است که میتواند برای واشنگتن به یک بحران تبدیل شود. کارشناسان آمریکایی هشدار دادهاند که ممکن است در چنین شرایطی، چین در اقدامی پیشدستانه سامانههای هوش مصنوعی آمریکا را با دادههای آموزشی و ورودیهای آلوده، اصطلاحاً «مسموم» کند و در نتیجه، خروجیها همان چیزی خواهد بود که پکن میخواهد.در این صورت ممکن است مدلها، توان واقعی چین را بیش از حد بزرگ جلوه دهند و آمادگی آمریکا را کمتر از واقع نشان دهند؛
در نتیجه ارزیابیهای غیرواقعی انجام خواهد شد که میتواند مانع بسیج نیرو از سوی آمریکا شود.کارشناسان همچنین پیشبینی کردهاند که در این سناریو، ممکن است همزمان کارزارهای نفوذ چین ــ که با سیل ناگهانی محتوای جعلی تولیدشده با هوش مصنوعی در پلتفرمهایی مانند فیسبوک و تیکتاک تقویت شدهاند ــ حمایت افکار عمومی آمریکا از مداخله را سرکوب کنند.
در نتیجه، رهبران آمریکا که دیگر قادر نیستند اطلاعات خود را بهدرستی تفسیر کنند یا احساسات عمومی را دقیق بسنجند، ممکن است به این جمعبندی برسند که اقدام قاطع بیش از حد پرریسک است.
این تنها نمونهای از آسیبهای هوش مصنوعی در هنگام درگیریهای جدی میان چین و آمریکا است. ایالات متحده برای مقابله با این بحرانها مجبور است به «دفاعهای دیجیتال» قدرتمند مجهز شود تا مانع نفوذ اطلاعاتی قدرتهای دیگر در سامانههای هوش مصنوعی خود شود.
هوش مصنوعی؛ چاقویی دولبه
فناوریهای هوش مصنوعی میتوانند مانند چاقویی دولبه، هم بازدارندگی یک کشور را تقویت کنند و هم با ارائه اطلاعات نادرست، امنیت آن را به خطر بیندازند.این ابزارها میتوانند با پردازش حجم عظیمی از دادهها، اطلاعات بهتری فراهم کرده و با ارائه تحلیلهای سریعتر و جامعتر، به تصمیمگیری رهبران جهان سرعت ببخشند.
برای مثال، در جنگ اوکراین، ابزارهای هوش مصنوعی به ارتش اوکراین کمک میکنند تصاویر ماهوارهای و پهپادی را برای شناسایی تحرکات نیرو و تجهیزات روسیه، سایتهای موشکی و مسیرهای تدارکاتی بررسی کنند؛ دادههای راداری، صوتی و سیگنالهای رادیویی را جمعآوری و تجمیع کرده و بهسرعت به تصویری کاملتر از قدرت نیروهای روسیه دست یابند. برای برنامهریزان دفاعی، چنین اطلاعاتی امکان ارزیابی روشنتری از توان نظامی خود در مقایسه با دشمن را فراهم میکند.در نقطه مقابل، دستکاری همین فناوریهای هوش مصنوعی میتواند تبعات جبرانناپذیری برای یک کشور به دنبال داشته باشد. در بدترین حالت، این دستکاری میتواند مقامات عالی یک کشور را درباره تواناییهای خود سردرگم و مردد کرده و مانع اتخاذ تصمیمهای درست شود.
از سوی دیگر، میتوان از این ابزار برای عملیات نفوذ بر افکار عمومی، بهویژه چهرههای بانفوذ، استفاده کرد تا بحثهای ملی شکل گیرد و تصمیمات دولتی تحت تأثیر این تنشها تغییر کند. پیشتر، فناوریها تنها قادر بودند تبلیغات هدفمند را بر اساس دستهبندیهای مشخص و ویژگیهای مشترک گروهها تنظیم کنند، اما اکنون با پیشرفت هوش مصنوعی، محتواهای تبلیغی کاملاً شخصیسازی شده و تکتک افراد جامعه را هدف قرار میدهند و برای هر فرد برنامهای ویژه دارند.